کاری که هرگز در آن موفق نبود/ ماموریت مانشافت ؛ دبل قهرمانی در جام جهانی

25 می 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، آلمان همچون اکثر دوره های جام جهانی به عنوان یکی از مدعیان قهرمانی شناخته می شود اما این بار شاگردان یوآخیم لو به عنوان مدافع قهرمانی وارد روسیه خواهند شد و شاید همین موضوع در کیفیتشان تاثیر بگذارد.

 

آلمانی ها در برزیل فراتر از حد انتظار خوب بودند و کمتر کسی است که آن ها را شایسته قهرمانی در 2014 نداند. سیاه و سفیدها در مرحله گروهی یکی پس از دیگری حریفان را از پیش رو برداشتند و در مرحله حذفی به ترتیب الجزایر، فرانسه، برزیل و آرژانتین را کنار زدند تا پس از 24 سال، قهرمان جهان شوند.

 

نویر، هوملس، یوآتنگ، کروس، اوزیل و… ستاره های آلمان در 2014 بودند که برزیل را هفت تایی کردند. آن ها در تیم فعلی یوآخیم لو نیز حضور دارند و اهالی کشور آلمان امیدوار به موفقیت تیم ملی کشورشان هستند.

 

در طول تاریخ، آلمان 4 بار جام قهرمانی جهان را کسب کرده اما هیچگاه موفق به دفاع از قهرمانی نشده است. مانشافت در 1954 سوئیس قهرمانی را به شکلی تاریخی از چنگال تیم قدرتمند مجارستان درآورد اما 4 سال بعد با دو شکست تلخ از سوئد میزبان در نیمه نهایی و فرانسه در بازی رده بندی، به مقام چهامی رسید.

 

تیم آلمان در 1974 هم قهرمان جهان شد اما در جام جهانی 1978 آرژانتین، بار دیگر نتوانست در قهرمانی جهان دبل کند. آن سال آرژانتین فاتح مسابقات شد و آلمان حتی به نیمه نهایی هم نرسید.

 

12 سال بعد، مانشافت با هدایت اسطوره تاریخی این کشور یعنی بکن باوئر پای به جام جهانی گذاشت و توانست با درخشش ستاره هایی چون لیتبارسکی، رودی فولر و… جام قهرمانی را از چنگال آرژانتین بیرون بیاورد.

 

حالا باید دید تیم یوآخیم لو موفق به انجام کاری که بهترین نسل های تاریخ آلمان نشدند خواهد شد یا خیر؟

 

البته دبل در قهرمانی جام جهانی کار ساده ای نیست و در طول تاریخ تنها برزیل و ایتالیا موفق به آن شده اند.

منبع : ورزش 3

از رحمتی برای آینده‌ام مشورت می‌گیرم/ نیازمند: به تیمی می‌روم که در آن دیده شوم

22 می 2018
بدون نظر

به گزارش” ورزش سه” هفته ششم و بازی پیکان برابر پرسپولیس یک نقطه عطف داشت و آن تولد یک دروازه بان جوان به نام پیام نیازمند بود. نیازمند ستاره بازی با پرسپولیس بود و پیکان توانست این بازی دشوار را برده و اولین باخت قهرمان دو فصل متوالی را در لیگ هفدهم رقم بزند.نیازمند که در این بازی و بعد از باخت بد پیکان در جام حذفی جانشین رحمان احمدی باتجربه شده بود بعد از این بازی درخشان ، تبدیل به دروازه بان اصلی تیمش شده و با پیکان هفت برد پیاپی به دست بیاورد. البته که ده بازی بدون برد آمار نیازمند و پیکان را در ادامه از بین برد. نیازمند که محصول باشگاه پیکان است اما در حالی که توسط کارلوس کی روش به اردوهای تیم ملی برای جام جهانی دعوت نشد حالا امیدوار است که با درخشش در لیگ هجدهم یکی از یاران تیم ملی در جام ملت های امارات باشد. اتفاقی که اگر او روند پیشرفتی که آغاز کرده ادامه دهد دور از دسترس نخواهد بود.

-پیکان فصل را با رحمان احمدی آغاز کرد، اما از هفته پنجم و بازی حساس با پرسپولیس درون دروازه قرار گرفتی و تبدیل به شماره یک پیکان شدی؟ این اتفاق چگونه رخ داد؟

از روز اول که استارت تمرینات زده شد به دنبال این بودم که به این هدف برسم. البته همیشه دنبال اهداف بزرگتری بوده و هستم اما خداراشکر امسال اتفاقا خوبی برایم افتاد. من در طول تمرینات تلاش خودم را انجام می دادم. آقای فنایی خیلی زحمت کشیدند و آقای جلالی هم به من اعتماد کردند.

-نگفتی چگونه در بازی با پرسپولیس دروازه بان اول تیم شدی؟

راستش یکسری اتفاقات رخ داد و ما قبل از بازی با پرسپولیس در جام حذفی شکست خوردیم و باختیم. من تا قبل از بازی در چند بازی دوستانه به میدان رفته بودم . آقای فنایی از چند روز قبل به من آقا رحمان گفتند که شانسمان برای بازی کردن برابر است. من واقعا خوب تمرین کرده و از نظر بدنی بسیار آماده بودم و در روزی که تمام ملت ایران بازی را تماشا می کردم درون دروزاه قرار گرفتم.

-و آن اتوبوس معروف را پارک کردید و بازی درخشان تو باعث شد که اولین باخت پرسپولیس را رقم بزنید؟

بله یک گل از روی ضربه ایستگاهی زدیم و طبیعی بود مقابل پرسپولیس که تازه الاهلی را در لیگ قهرمانان شکست داده بود از گل زده مان محافظت کنیم. خداراشکر من هم عملکرد خوبی داشتم.

-بازی خوبی انجام دادی و نقش اصلی را در موفقیت تیم بازی کردی؟ یادت هست چند سیو مهم داشتی؟

شاید دو سه تا سیو خوب داشتم اما چیزی که بیشتر به چشم آمد توپ هایی بود که پشت دفاع جمع می کردم. البته یک ضربه سر و یک شوت را از طارمی گرفتم که فرصت های خوبی بودند.

-خیلی از بازیکنان اولین بار که در ورزشگاه آزادی به میدان می روند بشدت تحت تاثیر جو ورزشگاه قرار می گیرند. دربازی با پرسپولیس و اولین حضورت در آزادی چه حس و حالی داشتی؟

تا قبل از اینکه به زمین بروم استرس زیادی داشتم. یادم هست صبح روز بازی یکی از مربیان به من گفت این بازی می تواند سکوی پرتابم باشد یا اینکه برای همیشه محوم کند. این بهترین فرصت بود و فکر می کنم توانستم از آن استفاده کنم. آن زمان پرسپولیس شرایط خیلی خوبی داشت و فکر می کنم شصت، هفتاد هزارنفر به ورزشگاه آمده بودند. وقتی برای گرم کردن به زمین رفتیم  استرسم تمام شد و راحت توانستم بازی کنم.

-این خبر بود که مربیان پرسپولیس بعد از این مسابقه از بازی تو تعریف کرده اند. آیا مورد دیگرمشابهی هم برایت رخ داده که حریفان از تو تمجید کنند؟

به طور مستقیم فقط آقای پانادیچ مربی دروازه بان های پرسپولیس بود که بعد از بازی مقابل رختکن من را دید و از بازی ام تعریف کرد. ضمن اینکه شنیدم آقای کرانچار هم بعد از بازی با سپاهان از بازی من تمجید کرده بود.

-فردای بازی با پرسپولیس از یک بازیکن گمنام تبدیل به بازیکنی سرشناس شدی؟ چه احساسی داشتی؟

از همان لحظه ای که از ورزشگاه بیرون آمدیم همه چیز عوض شده بود. همه چیز مثل خواب بود و زندگی م در عرض چند ساعت از این رو به آن رو شده بود.

 

-بعد از هفت برد پیاپی با پیکان، نتایج بد آغاز شد و در ده بازی رنگ برد را ندیدید؟ از آن شرایط بگو؟

 

ما بعد از آخرین برد پیاپی در هفته یازدهم ، با صنعت نفت آبادان مساوی کردیم و نتوانستیم در ده بازی به برد برسیم. فکر می کنم در این بازی ها فشار کامل روی خط دفاع تیم بود چون نمی توانستیم گل بزنیم. ما در آن ده هفته سه یا چهار گل بیشتر نزدیم و خط دفاعی مان فشار زیادی را تحمل کرد. در این بازی ها گل می خوردیم و نتیجه نمی گرفتیم و در نهایت بازیکنان بودند که متضرر می شدند چرا که اگر در آن ده هفته چه از نظر فردی و چه تیمی خوب بودیم اتفاق های خوبی برایمان می افتاد و می توانستیم به تیم ملی هم دعوت شویم.

-در این فصل گل بد هم خوردی؟

گلی که خیلی ناراحتم کرد بازی با نفت تهران بودیم که بعد از بازی با پرسپولیس انجام دادیم  و سه بر یک پیروز شدیم. در آن بازی عیسی آل کثیر یک شوت زد و توپ به زمین خورد گل شد. از این گل خیلی ناراحت شدم ضمن اینکه روی گل اول بازی برگشت با استقلال هم می توانستم عکس العمل بهتری نشان بدهم.

-فوتبال را از کجا شروع کردی و چگونه تبدیل به یک بازیکن حرفه ای شدی؟

من فوتبال را از محله مان در کرج شروع کردم و از بچگی عاشق فوتبال بودم. یکسال هم در لیگ کرج بازی کردم و در دوازده ، سیزده سالگی بود که از طریق مربی ام باخبر شدم باشگاه پیکان از بازیکنان رده سنی جوانان تست می گیرد. من در این تست که 300-400 نفر شرکت کرده بودند قبول شدم. در همان سال قهرمان تهران شدیم.

-در رده های پایه تیم ملی بازی کرده ای؟

بله دو سال زیر نظر آقای دوستی مهر و حاج اسبویی در تیم ملی جوانان کار کردم و در تیم امید هم در چند اردو با آقای خاکپور بوده ام. دروازه بان های تیم امید در آن مقطع امیر عابدزاده، محمدرضا اخباری و علی محسن زاده بودند که البته محمدرضا اخباری بازی کرد.

-با توجه به سن و سالت آیا با مشکل سربازی مواجه نیستی؟

فعلا که دانشجو هستم و تا برج شش سال 98 معافیت تحصیلی دارم. با توجه به سنوات شاید بتوانم آن را تا دوسال دیگر تمدید کنم.

-با این وصف آیا ممکن نیست مثل برخی دیگر از بازیکنان زودتر دفترچه خدمت بگیری و به تراکتور بروی؟

واقعیت این است که این قانون تا این لحظه وجود دارد و تراکتور هم همانطور که در خبرها آمده در آستانه خصوصی شدن است. اما اگر کماکان این شرایط وجود داشته باشد چاره ای نیست چرا که تنها تیم لیگ برتری که سرباز می گیرد تراکتور است.

 

-محصول باشگاه پیکان هستی و قراردادت با این باشگاه به پایان رسیده است. برنامه ای برای آینده چیست؟

هدف امسالم تنها دعوت شدن به تیم ملی و رفتن به جام ملت های آسیا است. دوست دارم جایی را انتخاب کنم که پیشرفت بیشتری داشته باشم و مسایل مالی برایم در اولویت آخر قرار دارد. برایم فقط پیشرفت مهم است و اگر تیمی باشد که باشگاه بزرگی بوده و مربی بزرگی داشته باشد دوست دارم به آن بروم تا در آینده اگر شد به تیم های بزرگ پایتخت و اروپا بروم.

-چه پیشنهاداتی داری؟

راستش چند پیشنهاد وجود دارد اما برای رفتن به خارج از کشور بحث سربازی ام وجود دارد. هر فوتبالیستی رویای حضور در اروپا را دارد. با این حال اولویت من باشگاه پیکان است چرا که به این باشگاه دین دارم و در آن راحت هستم، خودم هم علاقه دارم اگر شرایط مهیا باشد در این تیم می مانم.

-یک سوال فانتزی. اگر مثلا محرومیت پنجره نقل و انتقالات پرسپولیس لغو شود حاضر هستی به این تیم بروی و با بیرانوند رقابت کنی؟

ببینید بیشترین چیزی که امسال نیاز دارم بازی کردن و دیده شدن است. الان زود است که به پرسپولیس بروم و در بحث رقابت شدید قرار بگیرم. الان به بیشتر بازی کردن نیاز دارم . رفتن به استقلال و پرسپولیس آرزوی هر بازیکنی است اما من می خواهم با بازی کردن به تیم ملی برسم.

-پس می توان گفت امسال یا پیکان می مانی یا در تیمی غیر از استقلال و پرسپولیس حضور خواهی یافت؟

بله به نظر خودم که اینگونه خواهد بود.

-تا به حال به تیم ملی دعوت نشدی. چقدر از سه دروازه بانی که در تیم ملی هستند شناخت داری؟

در میان سه گلر حاضر در تیم ملی من با رشید مظاهری ارتباط دارم. به نظرم شرایط خود رشید بهتر از بقیه است اما بیرانوند تجربه بین المللی اش به مراتب بیشتر است. با این حال معتدقم که آماده ترین رشید مظاهری است اما بیرانوند درتمام رقابت های مقدماتی بازی کرده و تجربه بالایی دارد و همین موضوع می تواند او را تبدیل به دروازه بان فیکس تیم ملی کند.

-امیر عابدزه چطور؟ او هم در اردوهای آخر به تیم ملی اضافه شد.

من فقط یک بازی از امیرعابدزاده را دیدم که آن هم مقابل پورتو بود که تا تلویزیون را روشن کردم اخراج شد. یک نیمه بازی او در برابر ازبکستان هم نمی تواند محک خوبی برای سنجش توانایی هایش باشد.

-در پیکان زمانی هم با مهدی رحمتی همبازی بودی. نظرت راجع به رحمتی چیست؟

در سالی که با آقای رحمتی هم تیمی بودم رقابتی که وجود نداشت و من از ایشان یاد می گرفتم. ایشان چه از نظر فنی چه در زندگی شخصی همیشه من را راهنمایی می کردند. من خوشبختانه یک سال کنار آقای رحمتی و دوسال کنار آقای رحمان احمدی کار کردم و از هردوی آن ها یاد گرفتم. آن یک سال کنار آقا مهدی رحمتی سال خیلی خوبی بود و خیلی از ایشان یادگرفتم.

-هنوز هم با رحمتی در ارتباط هستی؟

الان هم با آقا مهدی در ارتباط هستم و بعد از بازی ها با ایشان صحبت می کنم و حتی برای انتخاب تیم بعدی ام از ایشان مشورت می گیرم. خیلی از لحاظ فنی و شخصیتی آقای رحمتی را قبول و دوستش دارم. یادم هست وقتی در پیکان بودم و تیم به دسته یک رفت خیلی ناراحت بودم اما آقا مهدی به من گفت:« هیچوقت ناشکری نکن. من با هشتاد بازی ملی آرزوی یک بازی در جام جهانی
را دارم.»

-از دروازه بان های خوب امسال لیگ کدام را بیشتر پسندیدی؟

رشید مظاهری و سید حسین حسینی خوب بودند ضمن این که بیرانوند گل های خیلی کمی خورد کلین شیت های زیادی داشت و رکورد خوبی هم از خودش به جا گذاشت.

-خطرناکترین مهاجمانی که مقابلت بازی کردند کدام ها بودند؟

دو بازیکنی که هم در بازی رفت و هم برگشت ما را واقعا اذیت کردند علی قلی زاده و مهدی ترابی بودند که واقعا عالی بودند. من با علی قلی زاده ارتباط نزدیکی دارم، در تیم ملی با هم بودیم و هر دو بچه فردیس هستیم.

 

-در مورد نقاط ضعف و قوتت بگو. ایا بازی با پایت خوب است چرا که برخی انتقادهایی به بازی با پای تو داشتند.

ببینید من در تیم ملی جوانان هم که بودم هر وقت بازیکن کم می آمد آقای دوستی مهر من را وسط بازی می داد و همیشه از بازی با پای من راضی است. بستگی به شرایط تیم و خواست مربی هم دارد. مثلا زمان آقای مرزبان که در لیگ یک بودیم اجازه نداشتم توپ هایی که به من پاس می دهند را بلند بزنم و باید پاس کوتاه می دادم. اما بعضی مربیان از دروازه بان می خواهند که توپ را
بلند بزند تا مهاجمان از توپ سوم استفاده کنند.

-ایرادی به گلرهای ایرانی می گیرند این است که اکثر آن ها در خروج هایشان ضعف دارند. نظرت در این رابطه چیست؟

خروج مهمترین بحث دروازه بانی در دنیای فوتبال امروز است. در خروج تایمینگ و پرش و بازی خوانی و شجاعت باید توامان با بهم باشد و هر کسی خروج بهتری داشته باشد قطعا شرایط بهتری خواهد داشت. در میان دروازه بان های خودمان هم بیرانوند خروج های خیلی خوبی دارد و این پوئن مثبتی برای او به حساب می آید.

-آیا بازی های احمدرضا عابدزاده را دیده ای یا به یاد داری؟

نه بازی های ایشان را یادم نیست اما فیلم بازی های ایشان را دیده ام. البته فوتبال آن زمان با الان فرق کرده و حتی نوع سانترها و بازی ها کاملا عوض شده است. من که فقط تعریف و تمجید شنیده ام و مطمئن هستم بازیکن بزرگی بوده است.

-داوود فنایی همبازی عابدزاده مربی دروازه بان های پیکان و مربی مستقیم تو است. نظرت راجع به فنایی چیست؟

کار با ایشان لذتبخش و در عین حال سخت است چون بهترین و به روزترین تمرینات را انجام می دهیم و ایشان توقع دارند من هم در بالاترین سطح باشم.

-امسال چند گل خوردی؟

من تا قبل از دو بازی آخر در 21 بازی 11 گل خورده بودم اما آن دوبازی آخر کار را خراب کرد و در 23 بازی 17-18 گل خوردم.

-هنوز با خوانواده زندگی می کنی؟

بله من با خانواده ام و در کرج زندگی می کنم.

-با توجه به شرایط سنی ات دیگر نمی توانی در تیم ملی امید بازی کنی و تمام برنامه ای باید برای تیمد ملی بزرگسالان باشد…

بله متاسفانه نسل متولدین 73-74 نسل سوخته است چون نتوانستیم با تیم ملی جوانان به جام جهانی برویم ، سنمان به المپیک هم نمی خورد و باید تمام تلاشمان را بکنیم تا برای جام ملت های آسیا به تیم ملی بزرگسالان برسیم.

-نمی دانی نظر کی روش روی خودت چیست و آیا بازی هایت را دیده است؟

من شنیده بودم بعد از نیم فصل اول و بعد از بازی با استقلال می خواهند من را دعوت کنند و فهمیدم که بازی های من را می بینند. متاسفانه بعد از نیم فصل اول آنقدر نتایج بدی گرفتیم که همه چیز خراب شد.

-در پایان صحبت خاصی داری؟

تشکر می کنم از سایت خوب ورزش سه و  از باشگاه پیکان که به من لطف داشتند و اعتماد کردند.همچنین از همه مربیانم ،  آقای جلالی و آقای فنایی و دیگر مربیانم تشکر می کن.

منبع : ورزش 3

واکنش ستاره ایرانی به حضور در اردوی کانگوروها/ ارزانی: رویایم بازی ملی بود که با استرالیا به آن رسیدم

21 می 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، درست در بحبوحه انتخاب و دعوت از ستاره 19 ساله ایرانی الاصل برای حضور در اردوی آماده سازی تیم های ایران و استرالیا برای جام جهانی این برت فان مارویک بود که گوی سبقت را از مربی پرتغالی ایران ربود تا با دعوت از دانیل ارزانی به فهرست 35 نفره استرالیا سپس انتخاب او برای اردوی اروپایی و قراردادن در جمع 26 بازیکن منتخب پروسه حضور این بازیکن تکنیکی در فوتبال ایران منتفی شود.

 

چند روز بعد از تجربه اردوهای ملی این بازیکن ایرانی الاصل در گفتگویی با dailyfootball به ماجراهای رخ داده قبل از دعوت به استرالیا واکنش نشان داد و گفت:« آرزویم بازی در رده ملی بود و تفاوتی هم برایم نداشت که بخواهم برای زادگاهم ایران بازی کنم یا برای کشوری که در آن بزرگ شدم و پیشرفت کردم از همین رو وقتی به تیم ملی استرالیا دعوت شدم فهمیدم که باید رویاهایم را با این تیم دنبال کنم».

 

او ادامه داد:« حضور در اردوهای ملی آن هم به عنوان یک جوان 19 ساله و تمرین در کنار بازیکنانی که سال ها به عنوان تماشاگر شاهد درخشش آنها در زمین بودی کمی سخت است اما با این حال من برای اثبات توانایی ها و ارزش هایم در حال مبارزه با این بزرگان هستم و ترسی هم از این جنگ ندارم چون به خودم اطمینان دارم. البته اعتراف می کنم روزهای ابتدایی از حضور در اردوی استرالیا ترس داشتم و واقعا ترسیده بودم».

 

ارزانی پیرامون حضور در فهرست نهایی استرالیا برای جام جهانی 2018 گفت:« من تمام دوران فوتبالم تا به امروز را در استرالیا گذراندم و رویایم حضور در تیم ملی و تجربه جام جهانی بود از همین رو حالا که گام اول برداشته شده در هفته های آینده تمام تلاشم را انجام می دهم تا اتفاقات زیباتری برای خودم رقم بزنم، اتفاقاتی که می تواند طرفداران را نیز شگفت زده کند».

منبع : ورزش 3

وحید امیری و همه دوست داشتنی هایش/ آن بالا مثل بستنی قیفی آب می شد (یادداشت)

12 آوریل 2018
بدون نظر

به گزارش ورزش سه ، با اینکه فصل هنوز تمام نشده اما فکر می‌کنم همین الان وقتش رسیده که چیزی درباره وحید امیری بنویسم. شاید هم دیر شده باشد و یقین دارم تمام آن خرده نوشته و تعریف‌های ریز دو سال گذشته حق مطلب را درباره‌اش ادا نکرده است. بالاخره هر چه نباشد دو فصل تمام خوب بوده و یکی از ارکان و دلایل قهرمانی‌های راحت پرسپولیس، پس راحت می‌شود درباره‌اش نوشت. 

خوشبختانه امیری از آن دست فوتبالیست‌هایی هم نیست که اگر مدام تمجیدش کنید ذره‌ای به خودش غره شود یا فکر کند به جایی رسیده و تحویل‌تان نگیرد. یا بیرون از زمین فوتبال چهره واقعی‌اش را به خلق‌ا… نشان دهد. وحید امیری مثل کف دست صاف است اما قبل از اینکه خصایص اخلاقی‌اش جلوی چشم‌مان باشد، فوتبالش و آنچه در زمین چمن نشان‌مان می‌دهد باعث شده هر روز از او تعریف کنیم و باز هم احساس کنیم که حق مطلب را درباره‌اش نگفته‌ایم یا درست ادا نکرده‌ایم.

دوشنبه شب وقتی نظرسنجی بهترین بازیکن فصل پرسپولیس در برنامه نود برگزار شد منتظر بودم ببینم جایگاه امیری در بین سه نفر اول این تیم کجاست. وحید با اختلاف کمی نسبت به دو نفر دیگر سوم شد اما مطمئنم بیشتر آنهایی که به دو گزینه دیگر رای دادند تصمیم قاطعی برای رای دادن به گزینه دیگر نگرفتند و با مرور توانایی‌های بروز داده شده توسط شماره 19 قرمزها تردید کرده بودند. وحید امیری آن شب نفر سوم شد اما در بارسای طلایی پپ هم ژاوی و اینیستا در جدال توپ طلا به مسی باخته بودند. نه اینکه بخواهیم بگوییم سیدجلال حکم مسی پرسپولیس را دارد و امیری تنه به تنه اینیستا می‌زند. این را آن جهت گفتم که در آن سال‌ها همه آن مربیان و بازیکنانی که به مسی رای می‌دادند قابلیت‌ها و توانایی فوق‌العاده دو بازیکن دیگر را هم باور داشتند.

 

وحید امیری فوتبالیست فوق‌العاده‌ای است. در زمین فوتبال بازیکنی با قامت متوسط، با سینه کفتری، شانه‌های عقب و ظاهری که به نظر می‌رسد کتک خورده و مظلوم است، با تنی نسبتا نحیف پیش روی شماست اما نفر مقابل را آنقدر می‌دواند که انگار یک هیولا پیش روی‌تان است. وینگری توقف ناپذیر با انواع و اقسام تکنیک‌ها. امیری شاید بازیکن باتکنیک و فانتزیستی به نظر نرسد اما در سخت‌ترین شرایط و تنگ‌ترین فضاها با توپ همه کار می‌کند. امروز خیلی‌ها دویدن‌های بیش از حد و تلاش بی‌شائبه‌اش در زمین را می‌بینند و مثال می‌زنند اما یک بار با دقت به فن فوتبالش توجه کنید. در ظاهر امر و با بولد کردن ویژگی برجسته او یعنی دوندگی‌ها و خستگی‌ناپذیری‌اش شاید بگویید امیری یک فوتبالیست کارگر است که به لطف همین ویژگی بازیکن ثابت پرسپولیس شده و به تیم ملی هم رسیده اما او فن فوتبال را هم خوب می‌داند.

شاید پذیرفتنش دشوار باشد؛ بازیکنی که فوتبال را از رده دانشگاهی یعنی 18 سالگی به بعد آغاز کرده و اصلا به مدرسه فوتبال نرفته تا بغل پا زدن اصولی را یاد بگیرد یا در رده‌های پایه حضور نداشته تا با نیمچه کارهای تاکتیکی و تیمی آشنا شود، چطور یکباره در فوتبال ایران سر برمی‌آورد و می‌شود بهترین بازیکن دو فصل اخیر پرسپولیس؟

باز هم تاکید می‌کنم به فن فوتبال وحید دقت کنید. شاید یک ماهی می‌شود که کمی افت کرده اما همچنان در تیم خودش بهترین است. نوع لمس کردن توپش شبیه بازیکنی نیست که از دانشگاه فوتبال را آغاز کرده باشد. موفقیت در غالب کارهای ترکیبی و تاثیرگذاری در روند تهاجمی تیم از تکنیک نهفته اوست که فقط به اندازه کافی از ساق‌هایش بیرون می‌آید. او نه اهل تحقیر حریف است نه نمایش پیش چشم تماشاگر. برای همین کار خودش را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد و همین شده که سختگیرترین مربیان همیشه رویش حساب می‌کنند. وقت‌شناسی‌اش و مدل ضربه زدنش به توپ هم نشانه‌های دیگری است از اینکه فوتبال در خون او می‌جوشد و هر بار نشانه‌هایش را در مسابقه بروز می‌دهد.

 

بسیاری برای دادن لقب «بهترین» به امیری خصوصیات اخلاقی‌اش را هم در نظر می‌گیرند که من هم از همان دسته‌ام. وحید یک پکیج درست و حسابی از مجموعه خوبی‌هاست. البته نه اینکه بدی نداشته باشد؛ مثلا همین که در موقعیت قطعی گل باز هم پاس می‌دهد یا از پای راستش نمی‌تواند خوب استفاده کند اما اینها برای کوچک کردنش کافی نیست. برای پی بردن به اینکه او آدم درست و حسابی هم هست لازم نیست از نزدیک با او ارتباط بگیرید یا مصاحبه‌هایش را رصد کنید. فقط یک تصویر می‌تواند او را همانی که هست در ذهن‌تان ترسیم کند. بعد از سوت پایان بازی با پدیده، ماساژور تیم آمد و وحید را قلمدوش کرد. وحید خیلی زود پایین آمد و اصرار داشت که چنین اتفاقی نیفتد اما بهروز (همان ماساژور) باید برای زننده گل قهرمانی کاری می‌کرد. وحید وقتی آن بالا بود از خجالت مثل بستنی قیفی آب می‌شد و سرش را بالا نمی‌آورد. همین که شماره پیراهنش بعد از دو سال در اوج و حضور در تیم ملی از 19 پایین نیامده نشانه دیگری است برای تک بودن.

باور کنید همین که ستاره پرسپولیس باشی برای جدا کردن خودت از بقیه کافی است. وقتی ملی‌پوش می‌شوی احتمال این جداسازی دوبل می‌شود اما باور کنید وحید امیری شبیه هیچ فوتبالیست ایرانی دیگری نیست.

 

نویسنده: محمد قراگزلو 
منبع: ایران ورزشی

 

منبع : ورزش 3

نکته ای که برانکو به آن اشاره کرد؛/ پرسپولیس و پیشرفت 4 امتیازی در آسیا!

4 آوریل 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، صعود متوالی از مرحله گروهی برای پرسپولیسی ها و حتی دیگر تیم های ایرانی نیز کم نظیر به حساب می آید؛ اما پرسپولیس در شرایطی که دومین قهرمانی متوالی در لیگ را جشن می گیرد، به دومین صعود پیاپی از مرحله گروهی نیز دست یافت تا ویترین افتخارات پروفسور در پرسپولیس پربارتر از گذشته شود.

 

اما صعود فعلی با صعود سابق، تفاوت هایی دارد. فصل پیش سرخپوشان پایتخت با سختی و در حالی که امیدوار به شکست الریان مقابل الهلال و پیروزی خود مقابل الوحده بودند، هفته ششم لیگ قهرمانان را آغاز کردند؛ اما این بار در شرایطی آخرین بازی مرحله گروهی را برگزار خواهند کرد که در صورت پیروزی به عنوان صدرنشین و بالاتر از یاران ژاوی هرناندز قرار خواهند گرفت.

 

فصل پیش در این مقطع، سرخ ها تنها 6 امتیاز آسیایی داشتند که برای صعود ناکافی به نظر می رسید. اما آن ها اکنون 10 امتیازی هستند و بهترین خط دفاع گروه دوم را نیز مال خود کرده اند.

 

این پیشرفت در حالی حاصل شده که اقلیتی از هواداران پرسپولیس به شدت از نحوه بازی تیمشان و همچنین بازی نکردن برخی بازیکنان شاکی هستند. 

 

برانکو ضمن یادآوری آن دوران، اینطور گفت:  امسال ما در این برهه 10 امتیاز داریم و صعودمان را قطعی کردیم، در حالی که در فصل گذشته 6 امتیاز داشتیم و در انتظار بازی مقابل الوحده امارات بودیم و حتی برد مقابل الوحده هم تضمینی برای صعودمان نبود، بنابراین به بازیکنانم تبریک می‌گویم بابت تمام تلاشی که به کار بستند.

منبع : ورزش 3

میداوودی؛ گلی که لیگ برتر از آن محروم است!(عکس)

30 مارس 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان روز گذشته موفق شد برابر مس کرمان یک برد عالی به دست بیاورد و با نتیجه ٢-١ حریف را شکست بدهد.

محمد علی نژاد در دقیقه ١٨ و روی یک ضربه دیدنی از راه دور بازی را به نفع شاگردان فرکی جلو برد و در ادامه یاسر فیضی بازی را به تساوی کشاند اما این پایان کار نبود، میلاد میداوودی مهاجم سابق تیم استقلال تهران که بازوبند کاپیتانی را بر بازو داشت، در دقیقه ٢٨ و با یک ضربه دیدنی تیمش را دوباره جلو انداخت تا مسجدسلیمانی ها برای صعود امیدوار ترین تیم لیگ یکی شوند.

 

 

 نفت مسجدسلیمان در فاصله ٥ هفته تا پایان مسابقات در رده اول و با ٤٩ امتیاز قرار دارد و امیدوار است بازهم خود وا در لیگ برتر ببیند.

 

گلی که میداودی دیروز وارد دروازه مس کرمان کرد شاید یکی از مهمترین گل های دوران حرفه ای او و البته نشانه ای به فروغ بازیکنی است که به قدر کافی ندرخشید؛  بازیکنی که شاید یکی از مهمترین استعدادهای یک دهه گذشته فوتبال ایران بود که یک مصدومیت شدید در اوج درخشش مسیر حرفه ایش را تغییر داد. به هر حال برای جنوبی ها و البته هواداران استقلال درخشش میلاد میداودی همیشه خوشایند است. بازیکنی که هرازگاهی نشان می دهد چه جوهری در ساق هایش دارد.

 

منبع : ورزش 3

کاوه رضایی، در تیم اصلی یا نزدیک به آن؟

27 مارس 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، این مهاجم سابق استقلال که مدت ها به تیم ملی دعوت نمی شد با درخشش در لیگ بلژیک مجوز بازگشت به تیم ملی را به دست آورد و در بازی های دوستانه مربوط به فیفادی ها پیشین، پیراهن تیم ملی را برتن کرد و در بازی با سیرالئون هم موفق به گلزنی شد.

 

کاوه که در پرترافیک ترین پست تیم ملی حضور دارد و ستاره های بزرگی مثل کریم انصاری فرد، سردار آزمون، مهدی طارمی و رضا قوچان نژاد رقبای او هستند، امیدوار است با توجه به قدرت بالا در کارهای دفاعی و همچنین سرعت مناسب و البته قدرت گلزنی اش بتواند راه را بر خود هموار کند و دیگران را کنار بزند.

 

البته به نظر می رسد انتخاب اصلی کارلوس کی روش همچنان سردار آزمون و مهدی طارمی باشند اما کاوه نیز این شانس را دارد که باتوجه به شرایط و بنابه اتفاقات پیراهن یکی از 11 نفر اصلی را برتن کند.

 

او در تیم فعلی که مهاجمانش رقابت سختی با یکدیگر دارند، باید از کوچکترین فرصت ها استفاده کند و البته گاهی نیز شانس یارش باشد. مثلا در بازی قبل با تونس شاید اگر پاس او که مهدی ترابی را در موقعیت تک به تک با دروازبان تونس قرار داد، اگر ترابی آن توپ را وارد دروازه می کرد، نام کاوه به عنوان صادر کننده یک پاس گل ملی به ثبت می رسید.

 

در فاصله دو ماه و نیم تا آغاز جام جهانی حفظ تمرکز و آمادگی بدنی مهم ترین هدف همه ملی پوشانی است که در اردو حضور دارند. ستاره هایی که قطعا در نگاه تیمی، به دنبال روزنه ای برای موفقیت فردی نیز هستند. موفقیتی که می تواند نام آن ها را بلند آوازه تر کرده و راه آن ها را به سمت باشگاه های بزرگتر باز کند؛کاری که کاوه، آزمون، طارمی، انصاری فرد و دیگران نیز قصد انجام آن را دارند. این که در پایان تابستان 2018 عضو یک تیم بهتر اروپایی باشند.

منبع : ورزش 3

آن هفت نفر؛ روایت عشق و مکافات…/ تقدیم به گمنام‌ترین کشته‌های تاریخ فوتبال ایران

25 مارس 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”،  14 سال قبل در تاریخ 5 فرودین1384؛ برانکو هدایت یکی از طلایی‌ترین نسل های  فوتبال ایران را برعهده داشت و گوشه گوشه این تیم مملو از ستاره‌های ریز و درشت بود؛ از علی دایی که آن روزها در اوج پختگی فوتبالی خود قرار داشت تا علی کریمی که مرد سال فوتبال آسیا بود و مهدوی‌کیا که روزهای درخشانی را در هامبورگ می‌گذراند، همه و همه بازیکنانی درجه یک بودند، که در قالب یک تیم به دور هم گرد آمده‌بودند. تیم‌ملی برای راهیابی به جام‌جهانی در دومین بازی خود، به مصاف ژاپن می‌رفت. تیم ملی در بازی قبل خود مقابل بحرین  مساوی کرده و غلبه بر چشم بادامی‌ها، برای ماندن در کورس رقابت بسیار حیاتی بود. بازی در تهران و در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار می شد و  مردم که خاطره تلخ صعودنکردن به جام‌جهانی 2002 را هنور فراموش نکرده‌بودند، به یاری تیم‌ملی کشور خود شتافته‌بودند و آزادی جای سوزن انداختن نبود! بیش از صدهزار نفر آدم داخل استادیوم قرار داشت و همه یک صدا “ایران” را فریاد می‌زدند.

بازی آغاز می‌شود، هنوز یک ربع از زمان بازی نگذشته‌است، که دفع ناقص ژاپنی‌ها در یک سانتر توپ را جلوی‌ پای بازیکن ما قرار می‌دهد و وحید هاشمیان با یک شلیک پرقدرت راهی جز تسلیم‌شدن برای ژاپنی‌ها نمی‌گذارد. استادیوم غرق شادی است، جمعیت هم‌چون یک موج سینوسی به بالا و پایین می‌پرند و فریاد شادی سر می‌دهند. دو سوم بازی سپری شده‌است، یک ضعف ما در دفع توپ باعث می‌شود تا توپ روی پای فوکونیشی بیفتد و او نیز با یک ضربه چکشی بازی را به تساوی بکشاند. بهت استادیوم را فرا می‌گیرید و سرخی صورت مردم از خوشحالی به زردی می‌گراید، آیا تراژدی سال 2002 در حال تکرار شدن است؟ هنوز 10 دقیقه از گل آبی‌پوشان ژاپنی نگذشته‌بود، که مهدوی‌‌کیا، با یک پاس عرضی، توپ را به مردسال فوتبال آسیا؛ علی کریمی می‌رساند، او نیز با استفاده از هوش بالای خود یک سانتر تماشایی برای هاشمیان ارسال می‌کند، تا هلیکوپتر فوتبال ایران برای بار دوم دروازه چشم بادامی‌ها را بگشاید. وحید شاید آن شب، مهم‌ترین گل‌های ملی خود را به ثمر رساند.

بازی با همان نتیجه دو بر یک به پایان می‌رسد تا جمعیت حاضر در ورزشگاه سر از پا نشناسد و مشغول پایکوبی بشود، ملی‌پوشان بهترین عیدی را به مردم داده‌بودند. در آن لحظات هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد، این شادی تنها لحظاتی دوام داشته‌باشد و چند دقیقه بعد با رنگ خون درآمیزد!

دوران عجیبی بود! تنها چندماه به انتخابات مانده‌بود و از همان اول صبح هم که مردم به ورزشگاه آمده‌بودند، زمین و زمان پُر از تبلیغ نامزدها بود. جمعیت خیلی زیاد بود، می‌گفتند بیش از صدهزار نفر داخل ورزشگاه هستند و شاید ده هزار نفر خارج از آن. وقتی  بازی به پایان رسید مردم با عجله  می‌خواستند از ورزشگاه خارج‌شوند،اما عجیب بود! یکی از خروجی‌ها را بسته بودند پس ازدحام و فشار جمعیت لاجرم 7 نفر را گیر انداخت . بعدها دیدیم نرده 64 متری جدا کننده تونل و مقسم آن به دو قسمت تقسیم شده و لاشه‌اش به مانند پیکر  آن هفت جان‌باخته به گوشه‌ای افتاده‌بود. می‌گفتند این نرده 64 متری خروجی ورزشگاه را به 7 متر رسانده‌ و همین مسئله باعث مرگ این هواداران شده است .

بعد از گذشت بیش از 10 سال هنوز هم سوالات بسیاری بی‌جواب مانده‌است؛ هیچ‌کس نفهمید آن هلیکوپتر مرموز که در 60 متری خروجی2 قرارداشت، دقیقا  برای چه آنجا فرود آمده بود  و آب پاشی مسیرهای ورودی باعث لیز شدن خروجی‌ها شده‌اند.

“شاهد عینی واقعه”

هفت نفر زیر دست و پا له شدند، تا شیرینی بُرد ژاپن، تبدیل تلخ تلخ تلخ شود. روایت یک شاهد عینی را بخوانید:

او برادرش را در این حادثه از دست داده است. کسی که برای تماشای دیدار تیم‌های فوتبال ایران و ژاپن به همراه پسرخاله و مرحوم برادرش به ورزشگاه آزادی رفته بود. “100 هزار نفر جمعیت به ورزشگاه آمده بود. از اینکه وسیله داشتیم و می‌خواستیم در خوشحالی تیم ملی شریک باشیم عجله‌ای برای ترک ورزشگاه نداشتیم. می‌خواستیم اجازه دهیم که جمعیت به مرور از ورزشگاه خارج شود و ما نیز پس از آن‌ها از ورزشگاه خارج شویم اما ماموران نیروی انتظامی مردم را به بیرون فرستادند و گفتند که از ورزشگاه خارج شویم. ما از سمت رمپی که به گوشه دریاچه ختم می‌شد قصد داشتیم از سکوها به بیرون برویم. به یکباره وقتی در سرازیری رمپ قرار گرفتیم شنیدیم که در استادیوم را بسته‌اند. بعدها شنیدیم که حراست استادیوم و نیروی انتظامی با یکدیگر به اختلاف خورده‌اند و در را می‌بندند و می‌روند. این یکی از دلایل اصلی حادثه بود. علاوه بر این هلی‌کوپتری‌هم در مقابل یکی از رمپ‌ها قرار گرفته بود و به علت اینکه قصد داشتند مسافت خروج مسافرش را کم کنند، هلی‌کوپتر را در آن نقطه قرار داده بودند.

جمعیت پشت سر هم به سمت در خروجی پیش می‌رفتند. ما از طبقه دوم وارد سرازیری رمپ شدیم. زمانی که به نرده‌ها رسیدیم متوجه شدیم که در بسته است. مردم نمی‌دانستند که در را بسته‌اند. فشار دائما بیشتر می‌شد. حتی روی مردم آب ریختند اما به میزانی ازدحام و فشار زیاد بود که لنگه در از جا کنده شد و به سمت بیرون افتاد. مردم پس از افتادن در قصد داشتند از روی آن خارج شوند اما بسیاری به زمین خوردند و پاهایشان میان نرده‌های در گیر کرد. اینقدر جمعیت و ازدحام زیاد بود که دائما افراد پشت یکدیگر فشار می‌آوردند و به روی یکدیگر می‌افتادند. برادر من هم پایش در میان در گیر کرد و خیل جمعیت بر روی او قرار گرفتند و از روی فشار بیش از حد در نهایت جان باخت. اگر همان دری را که ما از آن داخل آمده بودیم نبسته بودند خیلی راحت می‌توانستیم از ورزشگاه خارج شویم.(ایسنا)

 

 

فراموش شان نمی کنیم

فوتبال تلخی و شیرینی‌های زیادی به خود دیده‌است، عشق و نفرت همواره دو لبه‌ی یک شمشیر هستند و تاریخ فوتبال مملوء از جان‌دادن‌هاست؛ از فاجعه استادیوم هیسل و کشته‌شدن 39 هوادار تورینی تا زنده زنده جان دادن 96 لیورپولی در استادیوم هیلزبورو. گاهی این عشق و نفرت به حدی درهم آمیخته می‌شوند که انسان عقل و هوش خود را در گوشه‌ای دفن می‌کند و فرمان را به دست قلب و احساس می‌دهد، به مانند درگیری هواداران دو تیم الاهلی و المصری در استادیوم پورت‌سعید که 72 کشته به جای‌گذاشت.

 دریغ که تاریخ فراموش‌کار است و فراموش‌کارتر از تاریخ خودمان هستیم! لیورپول نام آن 96 کشته را بر لوح ورودی باشگاه ثبت کرده، بر لباس اصلی تیم عدد96 را منقش کرده و  هرسال مراسم یادبودی برای آنان برگزار می‌کند. چرا که آنان در راه عشق خود، جانشان را فدا کردند. اما در کشورمان بعد از گذشت این همه سال کوچکترین یادبودی، برای این 7 عزیز جان‌باخته برگزار نکرده‌ایم و حتی سراغی از خانواده‌هایشان؛ که در شادترین ایام سال عزادار شدند .

سخت است، بهارت در ثانیه‌ای به خزانی دل‌گیر تبدیل و نامت برای همیشه فراموش شود.پس ما به نمایندگی از جامعه فوتبال ایران ، نام ها را یادآوری می کنیم .

 

یادتان گرامی:

1-رحیم شفاعت
2-سید رحیم سید هاشمی
3-مجتبی ابراهیم‌زاده
4-هادی ربیعی
5-بهروز صدوقی
6-امید چوبدار خوشخو
7-محمد جعفری

 

نویسنده: جلیل علیزاده

منبع : ورزش 3

استرالیا – ایران: وقتی آن مرد هجوم آورد

25 مارس 2018
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، دیوید گلدبلات نویسنده انگلیسی که چندین کتاب در باره فوتبال نوشته در یکی از کتاب هایش تحت عنوان ” توپ گرد است: تاریخ جهانی فوتبال” نوشته نمی توان تاریخ این دوران را بدون روی آوردن به تاریخ فوتبال مطالعه کرد. عنوان قسمت سوم فصل پنجم کتاب “توسعه سریع: فوتبال و انقلاب صنعتی آسیا” است و بخشی به فوتبال ایران تعلق دارد. گلدبلات به توصیف سایه روشن های دیدار برگشت ایران – استرالیا طی رقابت های مقدماتی جام جهانی 1998 پرداخته، به بازگشت ایران به ویترین بزرگ پس از دو دهه انزوا. او جزئیات تازه ای از آن نبرد را توصیف کرده که بخشی از آن را می خوانید…

 

 

28 نوامبر 1997: استرالیا 2 – ایران 2، ملبورن کریکت گراند

استرالیا 0-2 جلو افتاده که مردی به میدان هجوم آورده، به سوی دروازه ایران رفته و خود را از تور آویزان کرده و تیر دروازه را پایین کشیده. او را از میدان بدر برده اند و تور را تعمیر کرده اند، ولی تمرکز مردان استرالیا بهم خورده، داغان شده. همه چیز وارونه شده.

آن مرد یکی از آن دردسرسازها بوده. گفته بیشتر اوقات زندگی اش را با هجوم آوردن به مراسم عمومی سپری کرده، ادعا کرده هجوم هایش با پیش بینی های نوستراداموس انطباق داشته. گفته روزگاری رئیس جمهور استرالیا خواهد شد. آن مرد چند باری جلسات مجلس استرالیا را نیز بهم ریخته، همین طور مراسم تدفین ستاره های پاپ را، همین طور برنامه های زنده تلویزیونی را. آن مرد علاقه فراوانی به رخدادهای ورزشی داشته، بارها مسابقات اسبدوانی و تنیس را بهم زده، تلاش کرده مشعل المپیک را برباید. او یک بار حین یکی از دیدارهای راگبی، سوار بر سه چرخه ای که پشتش قفسی از میمون ها بوده راهی میدان شده.

ایران که تقریبا سراسر دیدار را در تعقیب استرالیا بسر برده با زدن دو گل به تساوی دست پیدا می کند. ایرانی ها راهی جام جهانی در فرانسه می شوند، نه استرالیایی ها. حوادث آن میدان، شش سال بعد فوتبال استرالیا را هم نابود کرد، رقابت های لیگ استرالیا را به نابودی کشید و تیم های ملی استرالیا از سالی به سال بعد فروپاشیدند… آن مرد پس از آن دیدار برای خودش مدیری دست و پا کرد تا حداقل با بهم زدن مراسم و مسابقات پولی دست و پا کند…

با به صدا درآمدن سوت پایان بازی، خیابان های تهران و سایر شهرهای ایران لبالب از جمعیتی شدند که فریاد می کشیدند. جمعیت سرازیر شده به خیابان های تهران را سه میلیون و در سراسر کشور پنج شش میلیون تخمین زدند. کسی نمی توانست مفهوم اجتماعی آن پیروزی را انکار کند. زنان و مردان کنار هم به خیابان ها ریخته و به پایکوبی پرداختند… جماعتی هم راهی سفارت فرانسه شدند. اعضای میخکوب شده سفارت به وحشت افتادند، ولی با پرتاب دسته های گل و غریو شعار “تو پاریس می بینم تون” روبرو شدند. آن پیروزی در ایران شکست آن هایی بود که فوتبال را متعلق به ایران نمی خواندند و سال ها تلاش کرده بودند فوتبال ایران را در محاق نگاه دارند…

 

منبع : ورزش 3

یک عمر بعد از آن فروردین و اردیبهشت تاریخی/ دشمنی سرخ- آبی ۵۰ ساله شد 

19 مارس 2018
بدون نظر

پنجاه، پنجاه، پنجاه… یکی از آن اعداد مرعوب کننده، یکی از آن ارقام تکرار شونده. پنجاه سال یعنی “نیم قرن”، یعنی منکوب شدن برابر عقربه زمان… و اگر با سپری کردنش زنده مانده باشی یعنی دهن کجی به مرگ…

 

بهار 1347 را فراموش نکردیم، هرگز، هیچ وقت. بهاری که فوتبال ایران هم در زمینه باشگاهی ورق خورد و هم در قلمرو نبردهای ملی. هم دفتر پر تب و تاب ترین نبردهای باشگاهی گشوده شد و هم تیم ملی به بام آسیا پرواز کرد…

 

نوروز 1347 را با خیلی چیزها به یاد سپردیم. با خبر کشته شدن یوری گاگارین روسی، نخستین فضانورد جهان در سی و چهار سالگی اش طی یک پرواز دیگر. با جدا شدن محله گیشا در شمالغرب تهران از ردیف تپه ماهور های ملی و قرار گرفتن در سیاهه محله های تهران. با سفر پل مک کارتنی یکی از اعضای گروه بیتلز و نامزدش به تهران. با حضور مارگریت دوراس نویسنده “هیروشیما عشق من” در انجمن ایران و فرانسه…

 

نوروز 1347 را با تب و تاب های فوتبالی سپری کردیم. با دعوت شدن جلال طالبی بازیکن دارایی و پرویز قلیچ خانی بازیکن کیان به بازی در تیم منتخب آسیا، با هیاهوی پرداخت هزینه سفرشان… با تیمسار پرویز خسروانی رئیس جدید سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران که رئیس باشگاه تاج هم بوده، با سرهنگ مصطفی مکری رئیس فدراسیون فوتبال که در باره کیفیت نامناسب زمین امجدیه با مهندسین کشاورزی به جدل پرداخته، با نامه سرگشاده تلخ علی اصغر محب رئیس باشگاه  دارایی، به تیمسار خسروانی و اعلام خبر انحلال باشگاهش…

 

نوروز 1347 را با دورخیز تیم ملی برای جام ملت های آسیا که یک ماه بعد در اردیبهشت برگزار خواهد شد سپری کردیم، با محمود بیاتی مربی تیم ملی، با دکتر امیر مسعود برومند به عنوان نایب رئیس فدراسیون، با داود نصیری به عنوان رئیس کمیته انتخاب بازیکنان تیم ملی، با تب انتخاب بازیکنان…

 

نوروز 1347 در شانزده فروردین به نخستین دیدار تاج – پرسپولیس رسید. علی عبدو رئیس باشگاه پرسپولیس با انحلال شاهین، پسران دکتر عباس اکرامی را به باشگاهش برده و پرویز دهداری، شاهینی سابق را روی نیمکت نشانده بود. پرسپولیسی ها به رنگ سرخ روی می آوردند. لباس اولیه شان شبیه لباس آرسنال بود، آمیزه سرخ و سپید با آستین های سپید. رنگ سرخ از نوع پرسپولیسی اش پا به فرهنگ ورزشی ایران گذاشت. می گفتند رنگ قرمز، گرم ترین رنگ است و کنار زرد و آبی، مادر رنگ ها. می گفتند آنهایی که تمایل به پوشیدن لباس قرمز دارند جاه طلب هستند و پویا. لبالب از انرژی. افرادی هستند موفق، شجاع، برونگرا. گفته اند قدرت رهبری دارند. قرمز رنگ خون است، نماد شجاعت و فداکاری. رنگی بازتابنده تکیه انسان بر باورهایی تا حد گذشتن از جان. می گفتند نور قرمز باعث تحریک قلب و گردش خون می شود و احساسات آدمی را تحریک و گردش خون را فعال می کند. قرمز یعنی انرژی، گرما، حادثه، خوش بینی، عشق آتشین…

 

تاجی ها به جامه آبی روی می آوردند، به یکی از سه رنگ اصلی. رنگ آسمان، رنگ دریا، رنگ بهشت. نشان‌دهنده آرامش، ایمان، آرزو و خلاقیت. آبی رنگ آرامش و صفای آب. آبی نشانه تقدس و پاکی. جامه مریم مقدس آبی رنگ بوده. رنگ پاکی، صداقت، راستی و الهه آناهیتا . آبی رنگ سفرهای ذهنی. آبی به درون انسان نگریسته. بیان کننده حالات درونی است که با اعصاب گره خورده. آبی رنگ ایمان و آرامش. نشانه وفاداری. نشانه تنهایی. گفته اند رنگ آبی، ضمیر ناخود‌آگاه را به بیرون هدایت می‌کند. گفته اند رنگ آبی آگاهی انسان را بیشتر می کند…

 

تاج و پرسپولیس سه روز پس از سیزده بدر به مصاف هم رفتند. بازی سرسری و بی هدفی را ارائه دادند و آه از دل همه برآوردند. مقدمه تاریخی نه حسی داشت، نه حالی. دیباچه تب های تند، سرد بود و یخ، بی اثر و خنثی. داریوش مصطفوی که از تهرانجوان راهی تاج شده یکی از معدود بازیکنانی بود که جانانه بازی کرد و دروازه هادی طاووسی سنگربان پرسپولیس را دو سه باری نشانه رفت. حسین فرزامی و مرتضی شرکاء از قدیمی های تاج هم بهتر از همتایان شان دنبال توپ دویدند. حسین کلانی و جعفر کاشانی در صف پرسپولیسی ها پرشورتر بازی کردند… ولی بازی که سرد آغاز شده، سرد هم به پایان رسیده: صفر صفر. با این وصف تاریخ رقابت های باشگاهی ایران در آن شانزدهمین روز فروردین 1347 ورق خورد، برای همیشه.

 

نوروز 1347 سپری شد و رقابت های جام ملت های آسیا در اردیبهشت تب زده از راه رسید. در تهران، در امجدیه. اولین قهرمانی تیم ملی در آسیا به چنگ آمد و بهار 1347 را فراموش نشدنی کرد، برای همیشه.

منبع : ورزش 3