پاسخ آلگری به ابهامات حضور ایگواین مقابل ناپولی

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، بیانکونری که تا به اینجای فصل توقعات را برآورده نکرده و پس از ناپولی و اینتر در جایگاه سوم قرار دارد، فردا احتمالا بدون ایگواین باید برای کسب سه امتیاز به میدان برود.

 

 

 

 

مکس آلگری، سرمربی یوونتوس در مورد بازی فردا گفت:« برای یوونتوس این بازی بسیاری کلیدی است. در برخی بازی‌های به ظاهر کم‌اهمیت سری آ امتیاز از دست دادیم و حالا بهترین فرصت برای جبران مهیاست. اگر به برتری برسیم به یک امتیازی ناپولی می‌رسیم؛ هرچند کار دشواری پیش‌رو داریم.»

 

شرایط ایگواین:« او از ناحیه دست مصدوم شد و متاسفانه معاینات دوشنبه باعث نشد درباره بازی کردن گونسالو نظر قطعی بدهیم. هنوز معلوم نیست او از ابتدا به میدان برود یا نه اما حتی اگر ایگواین فرصت بازی به دست نیاورد، ما مهاجمان خوبی مانند ماندزوکیچ را در اختیار داریم که اتفاقا مناسب بازی قدرتی مقابل خط دفاعی ناپولی هستند.

به کسب نتیجه امیدوارم  و البته می‌دانم در ورزشگاه سن‌پائولو تا چه اندازه کارمان دشوار می‌شود.»

منبع : ورزش 3

صعود موقت فولاد به رتبه دوم/ گزارش زنده؛ فولاد 1- سپیدرود 0

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، فولاد خوزستان در ادامه بالانشینی های خود امیدوار است تاسه امتیاز مهم خانگی را مال خود کند، سپیدرودی ها نیز برای گرفتن امتیاز به اهواز آمده اند.

 

گزارش لحظه به لحظه دیدار تیم‌های فولاد خوزستان و سپیدرود رشت را در همین صفحه از “ورزش سه” دنبال کنید:

 

هفته چهاردهم لیگ برتر؛ ساعت: 15 ؛ تاریخ: 96/09/09
استادیوم: غدیر اهواز/ تماشاگر: 
داور: روح‌الله شریفی؛ کمک‌ها: سعید علی‌نژادیان، حسن انتظاری و علی میرغفاری/ ناظر: رسول فروغی.

 

 

فولاد خوزستان
احسان مرادیان، ایوب والی، عبدالله کرمی، فرزاد جعفری، پیمان شیرزادی(46 امیر زلیکانی)، احمد عبدالله‌زاده، سینا مریدی، علی اصغر عاشوری، عبدالله ناصری، فرشاد جانفزا و رحیم زهیوی.
سرمربی: سید سیروس پورموسوی

 

 

سپیدرود رشت
سید محمد حسینی، سید احمد سیدآهی، سید هادی موسوی، محمدرضا الماس‌خاله، توحید غلامی، میثم فردوسی، شهاب کرمی، حمید ملکی، عماد میرجوان، پویا نزهتی و میلاد قربان‌زاده.
سرمربی: علی نظرمحمدی

 

 

شرح گل:
 

١-٠(فولاد خوزستان- رحیم زهیوی): پاس دقیق سینا مریدی به رحیم زهیوی رسید و این بازیکن بعد از یک تو سر توپ، توپ را وارد دروازه رشتی ها کرد تا خیلی زود اهوازی ها به حقشان برسند.

 

 

 

لحظات حساس

 

دقیقه ١: اوت دست بلند پیمان شیرزادی بعد از برخورد به مدافعین رشتی به ناصری رسید اما این بازیکن در موقعیت عالی توپ را به آسمان کوبید.

دقیقه ١٠: پاس بلند سینا مریدی پشت مدافعین به رحیم زهیوی رسید اما ضربه این بازیکن با بی دقتی به بیرون رفت.

دقیقه ٢٠: حرکت زیبای فولادی ها با پاس رحیم زهیوی به جانفزا رسید اما ضربه است بازیکن با اختلاف کم به بیرون رفت، ناصری نیز هرچه تلاش کرد نتوانست ضربه جانفزا را به سمت دروازه حریف قطع کند.

دقیقه ٢٨: کرنر مستقیم رحیم زهیوی با اختلاف بسیار کم از دروازه تیم سپیدرود رشت به بیرون رفت.

دقیقه ٣٠: ضربه آزاد دقیق مدافع چپ سپیدرود در محوطه جریمه را موسوی با ضربه سر زد مه با اختلاف بسیار اندک از دروازه مرادیان به بیرون رفت.

 

 

در حاشیه

 

* احمد عبدالله‌زاده مجددا به ترکیب فولاد برگشته و در خط میانی به میدان می‌رود.

*پیش از شروع بازی سید سیروس پورموسوی به شدت تشویق شد.

*حسین کعبی دفاع سابق فولاد که به دلیل سه کارته بودن در این دیدار غایب است، از جایگاه وی آی پی بازی را تماشا می کند.

* حامد لک دروازه بان فولاد که به دایل اخراج در بازی قبل از این بازی محروم است در جایگاه ویژه حضور دارد.

*بعد از گذشت ٢ دقیقه از بازی ایمان مبعلی راهی نیمکت تیمش شد.

*اسکوربورد ورزشگاه غدیر خاموش است.

منبع : ورزش 3

مجری سرشناس قرعه کشی به مسکو رسید/ لینه کر: بلاتر رئیس فیفا بود به روسیه نمی‌آمدم

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، در کنار ماریا کوماندیانا مجری و مدل معروف روس که قرار است مراسم قرعه کشی را اجرا کند مقامات روس از گری لینه کر ستاره سال های نه چندان دور تیم ملی انگلیس و مفسر مشهور شبکه ورزشی اسکای و بین اسپورت هم به عنوان دومین مجری دعوت به عمل آوردند.

گری لینه کر که عصر دیروز وارد مسکو شد تا در هتل ویژه خود اسکان پیدا کند در بدو ورود به پایتخت روسیه در گفتگو با خبرنگاران حرف های جنجالی زیادی زد و مدعی شد اگر رئیس سابق فیفا و همکارانش هنوز بر مسند کار بودند به هیچ عنوان گام به مراسم قرعه کشی جام جهانی 2018 روسیه نمی گذاشت و ترجیح می داد در خانه باشد تا روی سن سالن قرعه کشی.

ستاره سابق انگلیس گفت:« شک نکنید اگر بلاتر و همکارانش همچنان بر مسند قدرت بودند و فیفا با افکار آنها اداره می شد امروز من را در مراسم قرعه کشی جام جهانی 2018 نمی دیدید؛ اما خوشبختانه دیگر خبری از آنها نیست ». لینه کر با تاکید بر این که فوتبال برای پیشرفت همچنان به تغییرات بیشتری در پست های مدیریتی فیفا نیاز دارد ابراز امیدواری کرد روسیه شاهد یکی از بهترین جام های جهانی تاریخ باشد.

منبع : ورزش 3

نوجوانی که رویایش را به زلزله زدگان داد/ کانکس و پوتین به جای فوتبال در بارسا

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، علاوه بر حضور تعدادی از چهره‌‏های عالم ورزش و هنر در استان کرمانشاه و تشویق مردم ایران به کمک، واکنش برخی از مردم عادی نیز می‏تواند مثال‏زدنی و درخور تحسین باشد.

 

در خبرها آمده که یک نوجوان فوتبالدوست همه پول‏هایی که برای دنبال کردن فوتبال در اروپا جمع کرده بوده را به زلزله‏‌زدگان هدیه کرده است.

 

محمد حسین حسینی دانش‏‌آموز کلاس هفتم در منطقه 2 تهران سال‏ها پول توجیبی‌ خود را جمع کرده بود تا بتواند به شهر بارسلونا برود و در باشگاه تمرین کند تا فوتبالیست شود، اما همه اندوخته خود و رویای کودکی‌اش را صرف خرید 4 کانکس  و 100جفت پوتین کرده و به کرمانشاه فرستاده است.

 

آموزش و پرورش شهرستان دالاهو با تایید این خبر اعلام کرد که این کانکس‌‏ها برای دانش آموزان زلزله زده شهرستان دالاهو اختصاص یافته و ۲ دستگاه از آن در روستای ابودجانه ریجاب نصب و افتتاح شده است. در مراسم افتتاح این 2 کانکس در روستای ابودجانه تعدادی از هنرمندان تلویزیون نیز حضور داشتند.

 

منبع : ورزش 3

نظری افشار: این پیچ ها به چشم ما می خورد، چه کسی پاسخگو بود؟/ پدیده عجیب در لیگ والیبال؛ پرتاب پیچ و سکه!

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، دیدار روز گذشته تیم های والیبال شهرداری ارومیه و پیکان به دلیل پرتاب اشیا به داخل زمین و اعتراض بازیکنان به داور مسابقه نیمه کاره ماند. یکی از بازیکنانی که شدیدا به اتفاقات رخ داده، معترض بود و به هواداران ارومیه ای اعتراض می کرد، فرهاد نظری افشار بازیکن ملی پوش پیکان بود.

این بازیکن دریافت کننده پیکان که بعد از کسب مدال برنز جام قهرمانان قاره ها از تیم ملی خداحافظی کرد، در گفت و گو با “ورزش سه” روایت جالبی از اتفاقات بازی دیروز دارد.

زیر باران پیچ و سکه بودیم

در طول بازی دیروز بارها از سوی تماشاگران سکه و پیچ به زمین پرتاب می شد؛ اما شدتش آنقدر نبود که ما توجهی به آن داشته باشیم و سعی کردیم هر طور شده بازی را تمام کنیم. در ست پنجم بازی اتفاقاتی افتاد که زیر باران پیچ و سکه ماندیم و به این مساله معترض شدیم؛ اما بازهم گوش کسی بدهکار نبود.

داور دوم اشتباه فاحشی کرد

در ست پنجم وقتی ما ۹ بر ۶ جلو بودیم، من اسپکی روی تور زدم که داور پایین سوت زد و گفت توپ از روی تور رد نشده بود. من به داور گفتم که در حیطه اختیارات شما نیست که برای این خطا سوت بزنی. داور بالا باید چنین خطایی را اعلام کند؛ اما داور دوم اشتباه فاحشی داشت. دوباره خواستیم به بازی ادامه دهیم که متاسفانه پرتاب سکه و پیچ از سوی تماشاگران آغاز شد.

هر پیچ اندازه یک بند انگشت بود!

نمی دانم این چه اتفاق بدی است که در والیبال مرسوم شده و تماشاگران علاوه بر سکه، پیچ هم پرتاب می کنند. آنها دیروز صندلی ها را می شکستند و پیچ هایش را به زمین پرتاب می کردند. باور کنید هر پیچ اندازه یک بند انگشت بود. حتی یکی از آنها به داور بازی برخورد کرد و خودش هم فهمید ماجرا از چه قرار است.

بازیکنان خارجی ما ترسیده بودند

۲ بازیکن خارجی تیم ما از دیدن چنین صحنه هایی واقعا ترسیده بودند. من خیلی آن لحظه دقت نکردم؛ اما سایر هم تیمی هایم می گفتند که این ۲ بازیکن از شدت ترس رنگشان پریده بود! من در تمام سال هایی که والیبال بازی می کردم و خارج از کشور هم زیاد به میدان رفتم، چنین صحنه هایی را ندیدم. مشخص است که بازیکنان خارجی از چنین اتفاقاتی تعجب می کنند.

به معروف آسیب می رسید، چه کسی پاسخگو بود؟

چند سال قبل بود که یکی از این اشیا به چشم حسام بخششی برخورد کرد. دیروز هم اگر یکی از این پیچ ها مثلا به چشم سعید معروف می خورد، چه کسی پاسخگو بود؟ این بازیکن سرمایه ملی است و هیچ توجیهی برای چنین حرکاتی وجود ندارد. حتی بازیکنان و مربیان شهرداری ارومیه هم بارها از تماشاگران خودی خواستند که چنین اشیایی به زمین پرتاب نکنند؛ اما فایده ای نداشت.

ناظر بازی عکس العملی نداشت

من یکی از این پیچ ها را دستم گرفتم و به ناظر بازی گفتم که بلند شو و به تماشاگران تذکر بده تا اتفاق بدی رخ نداده است. باید بازی متوقف می شد و ناظر به تماشاگران تذکر می داد؛ اما او هیچ عکس العملی نداشت. اگر می خواهیم پیشرفت کنیم و اسم لیگمان حرفه ای باشد، باید با چنین مسائلی برخورد قاطعانه کنند.

حواس داور به ما نبود

بعد از تمام این اتفاقات و زمانی که ما انتظار داشتیم بازی متوقف شود، داور اجازه داد تیم حریف سرویس بزند و ما هم که حواسمان به پرتاب اشیا بود، ارنج درستی نداشتیم. داور هم خطای ارنج اعلام کرد و بعد از اعتراض ها از صندلی پایین آمد. من هیچ وقت به داوری اینقدر اعتراض نکرده بودم؛ اما دیروز شرایط عجیب بود. حالا فدراسیون تصمیم گیرنده است؛ اما امیدوارم تصمیم قاطعی درباره اتفاقات این بازی بگیرند.

منبع : ورزش 3

اعتراض سهراب مرادی به کیفیت غذاها در آمریکا

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه” و به نقل از تسنیم، پس از اینکه آمریکایی‌ها برای صدور ویزای تیم ملی وزنه‌برداری شیطنت کردند ویزای برخی از اعضای کاروان را در دقیقه 90 صادر کردند، حالا خبر می‌رسد کیفیت غذای هتلی که در اختیار تیم ایران قرار گرفته خوب نیست و باعث مشکلاتی برای تیم ایران شده است.

 

سهراب مرادی در این خصوص گفت: پس از یک روز استراحت اولین تمرین خود را انجام دادیم. در هتلی که برای تیم ایران در نظر گرفته شده غذای مناسبی برای ملی پوشان سرو نمی‌شود و کیفیت غذا خوب نیست و امیدوارم این مشکل به زودی حل شود.

 

رقابت‌های وزنه برداری قهرمانی سال 2017 جهان با حضور 328 وزنه بردار زن و مرد از 68 کشور از سه شنبه 7 آذرماه به میزبانی شهر آناهیم آمریکا آغاز شده است و نمایندگان کشورمان از روز یکشنبه به روی تخته می‌روند.

 

 

منبع : ورزش 3

توضیح گواردیولا درباره تذکر به بازیکن حریف

30 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، سیتی شب گذشته به مصاف ساوتهمپتون رفت که موفق شد با گل دقیقه 96 استرلینگ، 2-1 پیروز میدان شود. پس از سوت پایان، تصاویری از گواردیولا در حال صحبت با ردموند منتشر شد و حالا سرمربی اسپانیایی مدعی شد که او در حال تمجید از ردموند بوده است.

 

او گفت:” من به ردموند گفتم که چه بازیکن خوبی است. ساوتهمپتون بازیکنان با استعدادی دارد و ردموند یکی از آنهاست. ولی آنها نمی‌خواستند بازی کنند. از دقیقه 9 شروع به وقت کشی کردند. فقط از آنها خواستم که بازی کنند.”

 

 

 

پپ درباره بازی گفت:” پایان بسیار خوبی برای بازی رقم خورد. برایم خیلی مهم بود. آنها 10 نفر در محوطه جریمه داشتند، بنابراین حمله کردن مقابلشان خیلی سخت بود. در نیمه اول موقعیت هایی داشتند. تمام تیم ها روی ضربات شروع مجدد از ما بهتر هستند، سینتز هم همینطور ولی ما سعی کردیم با صبر و حوصله بازی کنیم.

چیزی که من را بیش از هر چیز شگفت زده کرد، روحیه بالای بازیکنانم برای بازی کردن بود. اتفاقات رختکن بی نظیر بود. باید از این شرایط لذت برد، هیچگاه نمی‌توان گفت که در آینده چه خواهد شد.

منبع : ورزش 3

8 آذر با جواد خیابانی در بحبوحه جمع آوری کمک برای کرمانشاهی ها؛/ عابدزاده به من گفت: تپلی رفتیم فرانسه

29 نوامبر 2017
بدون نظر

به گزارش “ورزش سه”، هشتم آذر برای تمام ایرانی هایی که حتی یک بار از بغل فوتبال رد شده اند روزی به یاد ماندنی است. روزی که ایران با برد در بازی برگشت پلی آف انتخابی جام جهانی 1998 فرانسه مقابل استرالیا توانست خود را به این رویداد مهم برساند و هیچ روزی به شفافی آن روز در ذهن ها نقش نبست.

جواد خیابانی که این روزها مشغول جمع کردن کمک های مردمی برای آسیب دیدگان زلزله کرمانشاه است گزارش آن بازی را زنده از ورزشگاه ملبورن بر عهده داشت. خبرنگار “ورزش سه” به محل جمع آوری کمک ها رفت تا هم در مورد اهمیت آن بازی و چرایی جاودانه شدنش سوال کند و اینکه از دغدغه های جواد خیابانی که حالا او را 24 ساعته مشغول کمک جمع کردن کرده است سوال کند. گفت و گوی مفصل “ورزش سه” و جواد خیابانی را خواهید خواند:

 

* شنبه ای که چهارشنبه شد
او از ابتدا صحبت های خود را اینطور آغاز می کند:« شنبه بود آن روز، حالا هشتم آذر چهارشنبه شده است. بیست سال از آن روز گذشته است و همان شکوه رو همچنان می بینیم. آن روز پاها بودند که گل می زدند، امروز قلب ها. آخرین دفعه دیشب دیدم، 90 دقیقه را کاملا نشستم تماشا کردم. گزارش بازی بود و چیز جدیدی برایم اتفاق نیافتاد.»

 

* اصلی ترین علت آن حادثه عابدزاده بود
با اینکه ایران 2 گل خورده بود؛ اما هیچ کس به باخت فکر نمی کرد. این حس در ورزشگاه هم وجود داشت و خیابانی در مورد آن می گوید:« فکر می کنم یک جورایی به همه برات شده بود که ما این بازی را می بریم. شاید اگر 3 بر هیچ و حتی 4 بر هیچ هم می شدیم، ما مساوی می کردیم. انقدر قدرت روانی تیم بعد از گل هایی که خوردیم بالا بود و یکی از دلایل اصلی آن عابدزاده بود، نه یکی از دلایل، دلیل اصلی عابدزاده بود. انگار نه انگار اتفاقی برای تیم افتاده. آن انگار نه انگار را عابدزاده به من منتقل کرد، به تماشاچیان منتقل کرد و به بازیکنان در زمین هم منتقل کرد. نیمه اول بچه ها می ترسیدند که وای استرالیا ترسناک است و این همه تماشاگر آمده؛ اما نیمه دوم انگار در آزادی بازی می کردند و من هم انگار در آزادی گزارش می کردم. احساس غریبگی و دور از خانه بودن به ما دست نمی داد.»

 

 

 

آن برد جواب همه بی احترامی ها به ایران بود
آن روز روز مهمی بود چون:« ایتالیا، فرانسه، آرژانتین و حتی شیلی هم در پلی آف حذف شدند و برد در پلی آف کار آسانی نیست. رفتن به جام جهانی کار بزرگی است و رفتن به آن افتخار است. آن هم آن تیم و با آن شرایط روحی. باخت ناجوانمردانه 2 بر صفر به قطر و باخت ناحق 3 بر 2 مقابل ژاپن. کاری که استرالیا در تهران کرد و نامردی هایی که در ملبورن کردند. مثلا 31 پرچم قبل از بازی به زمین آوردند و پرچم سی و دوم را پرچم استرالیا را آوردند که ما برنده بازی هستیم. صدابرداری ما آنجا داشتیم که در استرالیا زندگی می کرد و او بعد از بازی به من گفت تماشاگران استرالیایی حقش را گرفت، به خاطر بی احترامی هایی که به تو کردند، به خاطر بی احترامی هایی که به پرچم تو کردند، تماشاگران و تیم استرالیا با این باخت حق این نامردی هایی که در حق شما کرد را گرفت.»

 

* حماسه ملبورن خوشحالی بعد از فتح خرمشهر بود
در بررسی بازی ایران و استرالیا اخیرا بعضی از شبکه های اجتماعی مدعی هستند که یک برد در بازی پلی آف انتخابی جام جهانی نباید یک افتخار محسوب شود، خیابانی این موضوع را قبول دارد یا خیر؟ او معتقد است:« بچه های ما حق دعاهای مردم ایران را گرفتند. آن کار بزرگ بود، لطفا آن را کوچک جلوه ندهیم. اگر کار کوچک بود ایتالیا در پلی آف حذف نمی شد. ما بعد از 20 سال اتفاق مهمی را تجربه کردیم و مردم ایران بعد از واقعه فتح خرمشهر خوشحالی به این شکل نداشتند. تازه فوتبال داشت رونق می گرفت، هنوز لیگ برتر نداشتیم و مسابقات باشگاهی سر و شکل درستی نداشت. تیم ملی خوبی نداشتیم. تیم ملی بود که مایلی کهن ساخته بود و بعد از آن همه باخت در بازی های آسیایی هیروشیما و جاهای دیگر. بعد که آن اتفاق در دبی افتاد و ما 6 گل به کره زدیم، 3 تا به عربستان زدیم و رسیدیم به مقدماتی جام جهانی. در این مسابقات شاید تیم ما نباید حتی به پلی آف می رسید. تکامل فوتبال ما از آنجا شکل گرفت و راهیابی آن تیم به جام جهانی یعنی تولد یک فوتبال جدید.»

 

 

* آن موقع می گفتند فوتبال حرام است
جاودانگی آن بازی دلیلی ریشه ای داشت. این ادامه راهی بود که حق ستاره های زیادی در آن خورده شده بود؛ اما نسل 98 حق خود را از فوتبال گرفت:« ما در 2 دوره مقدماتی جام جهانی اصلا شرکت نکردیم. مدیران بی خرد و ناکار بلد وقت تصمیم گرفتند ما به مسابقات مقدماتی نرویم. مقدماتی 1982 اسپانیا که با کره جنوبی و تایلند و همچنین تیم هایی همگروه بودیم که اصلا نرفتیم، آن موقع می گفتند ورزش حرام است. ظلم بزرگی که به ناصر محمدخانی، حمید درخشان، عبدالعلی چنگیز، رضا نعلچه گر، شاهین و شاهرخ بیانی، بهروز سلطانی، ضیا عرب شاهی، غلام فتح آبادی، حمید علیدوستی را چه کسی جواب می دهد؟ آنها باید می رفتند و در جام جهانی بازی می کردند؛ اما چرا این حق را از آنها گرفتند؟ بهترین تیم تاریخ فوتبال ایران همین تیمی بود که من اسم بردم و نرفتند جام جهانی، 4 سال بعد 1986 مکزیک باز به مسابقات مقدماتی نرفتیم.»

 

* همه کیف کردند، من هم یکی از مردم
این داستان این طور ادامه پیدا کرد تا فوتبال ایران به جام جهانی رفت:« بعد رسیدیم به جام جهانی 90. آن استعفایی که در بازی های آسیایی سئول اتفاق افتاد که آن تیم جوان نتواند به جام جهانی برود. 3 جام جهانی را از دست دادیم به نا حق ترین و بی خردانه ترین شکل ممکن. سال 1994 شرکت کردیم؛ اما اوت شدیم. از کره 4 تا خوردیم، از عربستان 3 تا خوردیم، 2 تا از عراق خوردیم و بعد از این همه اتفاق تیم به یک باره 1998 به جام جهانی فرانسه رفت. همه کیف می کنند خب، مردم کیف کردند و ما هم مثل آنها.»

 

* موقع سرود ملی ایران تماشاگران هو می کشیدند
جواد خیابانی در طول گزارش مکررا از واژه “نامردی” حرف می زد و تا بازی به ریتم نیافتاده بود او این موقعیت را مدام تکرار می کرد. دلیل این بغض چه بود:« من نیمه اول هیچ حرفی نزدم و بعد از گل دوم شروع به گله کردم. واقعا هم همینطور بود. جای باکس من را عوض کردند و گفتند برو و در وسط تماشاگران گزارش کن. پرچم من را برداشتند، فحش می دادند، می زدند و هر کاری که بگویی می کردند. تلوزیون را شکستند، خود من را پرت کردند پایین. به بهانه های مختلف. با این که ما پول باکس را داده بودیم؛ اما من را به وسط تماشاگران برای گزارش فرستادند و همانجا گیر می دادند اگر گزارشگری چرا در تماشاگرانی؟ در فاصله ای یک متری از 4 طرف که تماشاگران استرالیایی نشسته بودم و بازی را گزارش می کردم. گذشته از آن هویی که برای سرود ملی ایران کشیدند، پرچم استرالیا را به عنوان صعود کننده به جام جهانی به زمین آوردند، مصاحبه های بدی که علیه ایران انجام داده بودند و بسیاری دیگر از کارهایی که واقعا جوانمردانه نبود. من بعد از بازی گفتم بروم پیش بچه ها و شادی کنم. 10 دقیقه ای که گذشت یادم افتاد دوربین عکاسی ام جا مانده بود بالا. مسافتی بسیار زیادی که رفتم، پله پله کتک خوردم و تقریبا یک جورایی با برانکارد برگشتم به ایران. به همین خاطر عکس هایی کمی از آن بازی دارم. یک عکس با مهدوی کیا و یک عکس با منصوریان توانستم بگیرم.»

 

تپلی رفتیم فرانسه
اما بهترین صحنه ها بعد از سوت پایان بازی نمایش داده شد. خیابانی در توصیف آن صحنه ها می گوید:« بعد از بازی به محض ورود من به زمین عابدزاده من را بغل کرد و گفت:”تپلی رفتیم فرانسه”. این صحنه را هیچ وقت فراموش نمی کنم. احمدرضا را دوست داشتم، الان هم دوست دارم، بمیرم هم روح و جنازه من او را دوست خواهد داشت. چون به نظر من احمدرضا یکی از ماندگارترین های فوتبال ایران هست و من مثل همه او را دوست دارم. این شادی بود که همه مردم داشتند نه کسانی که در ورزشگاه بودند یا تماشاگران حاضر در ورزشگاه. همه آن 60 میلیون ایرانی در این جشن سهیم بودند.»

 

راز 20 هزار تماشاچی در ملبورن
خیابانی در طول گزارش بارها اشاره می کرد که 20 هزار ایرانی در ورزشگاه حاضر است، اما این تعداد خیلی زیادی بود و به عنوان تیم مهمان این عدد دور از ذهن بود؛ اما او در توضیح ادعای خود می گوید:« یکی دیگر از نامردی هایی که استرالیایی ها در حق ایرانی ها کردند این بود که تماشاگران ما را پخش و پلا کردند. در تمام ورودی های ورزشگاه زده بودند جایگاه ایرانی ها و وقتی مردم می رفتند داخل ورزشگاه می دیدند بقیه جای دیگری از ورزشگاه هستند. این کار را کردند که ایرانی ها بغل هم نشینند؛ ولی اگر کنار هم می گذاشتند 20 هزار نفر می شدند.»

 

آن روزها بازی ایران و لوکوتیو لاپزیک هم آزادی را پر می کرد
چه طور اتفاق افتاد که 20 هزار تماشاچی در ورزشگاه ملبورن حاضر شوند و آن بازی را از نزدیک تماشا کنند؟ خودش از اتفاقات مهم آن بازی بود. خیابانی برمی گردد به اول بحث:« الان جواب سوال اول را یک بار دیگر داریم می گیریم. چرا بازی ایران و استرالیا ماندگار شد؟ چون 20 هزار تماشاگر در ملبورن را به ورزشگاه کشانده بود. آن روزها بازی ایران و هامبورگ بود ورزشگاه پر می شد، ایران با شارلوا بلژیک بازی می کرد ورزشگاه پر می شد، ایران با لوکوتیو لاپزیک بازی می کرد ورزشگاه پر می شد، الان بازی ایران و ازبکستان که تیم در آن بازی به جام جهانی رفت هم نتوانست ورزشگاه را پر کند.»

 

* استقبال مردم از فوتبال کم شده؛ چون درون آن را دیدند
چرا از آن روزها به این وضعیت رسیدیم ؟ او می گوید:« الان مردم متوجه شدند که درون فوتبال زیاد سالم نیست. من نمی خواهم از واژه فساد استفاده کنم. مردم درون فوتبال را دیدند و چون از درون آن باخبر شده اند دیگر آن استقبال و شور شکل نمی گیرد. برف می بارید استادیوم سفید می شد؛ اما باز استادیوم 80 هزار جمعیت می آمد. الان یک باد می آید کسی به ورزشگاه نمی رود. همان روزها مثلا جشنواره فیلم فجر. ما ساعت 2 ظهر می رفتیم صف مثلا برای فیلم ساعت عاشقی 20 ساعت در صف سینما صبر می کردیم؛ اما حالا گرفتاری مردم و گرانی مردم را دور کرده است. الان رفتن به استادیوم 100 هزار تومان نفری خرج دارد. یک پدر بخواهد پسرها و مثلا چند نفر را با خود بیاورد می شود 500 هزار تومان. ندارند مردم.»

 

* آمریکا را در جام جهانی باید 4 بر صفر می بردیم
خیابانی آن بازی را در شرایط غیر عادی و با استرس زیادی گزارش کرد؛ اما بازی های مضطرب تر هم داشته:« در آن بازی استرس داشتم، چرا نداشتم؟ البته بازی ایران و آمریکا استرس خیلی بیشتری داشتم. حساسیت بیشتری داشت، اما بردیم. من فکر می کنم بازی آمریکا را باید 3 یا 4 بر هیچ می بردیم و حسرت می خورم چرا نتوانستیم آمریکا را خوب ببریم. بعد از 2 بر صفر چند بار دیگر فرصت داشتیم گل بزنیم و پنالتی که گرفته نشد، اما خدا را شکر بردیم.»

 

* با گزارشگر استرالیایی هماهنگ بودیم
سوا از زیبایی بازی، آن دیدار یکی از بهترین گزارش های جواد خیابانی بود که با اطلاعات زیاد، تلفظ درست اسامی بازیکنان و تسلط به جریان بازی ایران و استرالیا را روایت کرد. او در مورد روزهای قبل بازی که برای آن دیدار آماده می شد گفت:« کسی که برای تلوزیون استرالیا گزارش می کرد اسمش “جانی وارن” بود. ایشان هنوز از دوستان خیلی خوب من است. او به تهران هم آمده بود و همانطور که او تلفظ نام ایرانی ها را از من می پرسید من هم شب قبل از بازی در هتل این اطلاعات را با هم رد و بدل می کردیم. او درباره ایرانی ها از من می پرسید و من درباره استرالیایی ها. بالاخره روزنامه های استرالیایی را خوانده بودم و از همه مهمتر کتابچه ای که قبل از بازی به همه می دادند. این موضوع در دنیا رسم است اما خب ما نداریم. برای هر کسی یک کتابچه ای در نظر می گیرند که اطلاعات بازیکنان که اهل کجا هستند و کجا بازی می کنند.»

اگر آقای علیفر هم آن بازی را گزارش می کرد جاودانه می شد
شور بازی ایران و استرالیا بخش عمده ای را مدیون جواد خیابانی بود اما او نظری متفاوت دارد:« من اتفاقا دیشب بازی ایران و استرالیا را نگاه می کردم و پیش خودم گفتم خدایی این بازی ایران و استرالیایی که من گزارش کردم و این همه هم مردم تعریف می کنند چه فرقی با گزارش های الانم دارد ؟ خودم دیشب از گزارش بازی ایران و استرالیا 5-6 اشتباه درآوردم. ولی جو است دیگر؛ می گویند بازی ایران و استرالیا یک چیز دیگر است اما من می گویم با بازی های دیگر هیچ فرقی ندارد. خود بازی چیز دیگری بود که مردم فکر می کردند گزارش چیز دیگری است. اگر عادل گزارش می کرد، آقای علیفر گزارش می کرد و هر کسی دیگر بود به نظر من در این بازی گزارشش عالی جلوه می کرد و آن گزارش من فرق زیادی با سایر گزارش ها نداشت.»

 

 

* از صدا و سیما می خوام آن ایران و عربستان معروف را یک بار دیگر پخش کند
جواد خیابانی در کنار تمام روزهای خوب گزارشگری های خود روزهای پرفشاری را هم پشت سر گذاشته است که با انتقادات سنگینی رو به رو می شد. او می گوید:« من شاید بخواهم بگویم این بازی آخری که بین ایران و ازبکستان بود و ایران به جام جهانی رفت را از ایران و استرالیا بیشتر دوست دارم. از نظر اصول گزارشگری ایران و استرالیا ضعیف تر از ایران و ازبسکتان بود. ایران و یوگسلاوی بهتر از ایران و استرالیا بود، ایران و آمریکا بهتر از بازی قبل. ایران و عربستانی که 3 سال بعد این همه مردم سر و صدا راه انداختند به خاطر آن را هم من جزو گزارش های خوب می دانم. اتفاقا حالا که تلوزیون بازی ایران و استرالیا را نشان داده است من از دوستانم در صدا و سیما هم خواهش کردم آن را هم که کلی حرف علیه من زده شد را یک بار دیگر پخش کنند. آن بازی ایران و عربستان که ما در تهران 2 بر صفر باختیم یکی از بهترین گزارش های من بود. به نظر من که زاینده آن گزارش بودم، آن بازی مشکل خاصی نداشت؛ اما باز رفتیم در جو. ایران و استرالیا در جو بود اما مثبت، ایران و عربستان هم جو بود؛ اما منفی. خیلی از حرف هایی که در آن مورد زده می شود به عنوان سوتی اصلا من نگفتم. قسم می خورم که نگفتم. من از این موضوع ناراحت نیستم. اگر من اشتباه کردم اول اینکه من را ببخشند. اما نکته اینکه من که طناز نیستم و برای خنداندن مردم اشتباه نکردم.»

* برای آنهایی که گزارش می کردم حالا زیر خاک هستند
آیا دغدغه های جواد خیابانی در طول این سال ها که بسیار هم تغییر کرده است در نحوه گزارش فوتبال او هم تاثیراتی داشته؟ او پاسخ می دهد:« آدم ها عوض می شوند و اتفاقا به نظر من آدمی که عوض می شود موفق است. من نمی گویم من موفقم، اما قرار نیست من همیشه یک جور باشم. اگر الان می بینیم که مردم اینطور می آیند و کمک می ریزند، چرا من به خاطر معروفیتم این کارها را نکنم؟ چرا بخوابم در خانه و ادا در بیاورم و عکس بیاندازم؟ همان هایی که در زلزله مردند همان هایی هستند که هفته پیش داشتند فوتبال را با گزارش من نگاه می کردند. کسی که با گزارش من خوشحالی کرده الان زیر خاک است، پس من چرا برای اقوام او که زنده ماندند کمک جمع نکنم؟ اگر من از هنر، تریبون، شخصیت خودم استفاده نکنم چه کسی بکند؟ من هیچ کاری نمی کنم و دست به چیزی نمی زنم. الان اینجا نشستم و به واسطه همین حضورم پل ارتباطی شدم بین این مردم و آن مردمی که آنجا منتظر کمک ها هستند.»

 

 

سابقه جمع آوری 90 میلیارد تومان هم داشته ام
اما این روزها جواد خیابانی تمام 24 ساعت خود را همچنان وقف جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله کرمانشاه کرده است. او در توصیف این روزهای خود می گوید:« من در زلزله رودبار، منجیل، بم، اردبیل، آذربایجان و خیلی جاهای دیگر هم بودم و همین کمک ها را در آنجا هم می کردم. من برای زلزله تبریز چیزی بالای 90 میلیارد تومان کمک جمع کردم؛ اما آن زمان رسانه ای نبود و این طور بازتاب پیدا نکرد. من کارت هلال احمر و صلیب سرخ جهانی دارم. من کارهای داوطلبانه را دوست دارم و عاشق این مدل کارها هستم. احساس می کنم کشورهایی توسعه یافته تر هستند که نظام داوطلبی در آنجا سازمان یافته تر باشد یا مردم عاشق کارهای داوطبانه باشند. حتما موضوع این نیست که زلزله ای آمده باشد که دست به کار داوطلبانه بزنند، کمک داوطلبانه می تواند خوب رانندگی کردن باشد، می تواند خوب حرف زدن باشد، می تواند تو آسانسور حرف نزدن باشد، می تواند در تاکسی جواب تلفن را ندادن باشد، داوطلبانه کار کردن حتما پول در صندوق ریختن نیست. مگر سوئد و نروژ زلزله می آید، اما نظام داوطلبی آنها در دنیا بهترین است، چون مردم آن کشور عرق ملی دارند، اعتماد ملی و حس وطن پرستی در آنها زیاد است. من حس می کنم این آیینه ای بود که غبار گرفته بود و زلزله باعث شد این غبار پاک شود. سیلی از محبت. احساس کردم باید به مردم آسیب دیده کمک کند؛ اما مگر قبل از زلزله مردم آسیب نداشتند؟ در ثروت زندگی می کردند؟ ما این کمک ها را آن موقع هم می توانستیم به آنها بکنیم. حالا هم فکر نکنید مردم در زابل یا سرخس دارند با خوشبختی زندگی می کنند و فقط بیچارگی در کرمانشاه است. در تهران هم داریم، اما این حس خوب است که مردم اجازه ندهند همسایه گرسنه بخوابند.»

منبع : ورزش 3